این روزها
٩١.٢.٣ این روز بود که کاملا اختیاری تونستی از حالت خوابیده به شکم، بشینی، من و بابا خیلی ذوق کردیم و تشویقت کردیم... خودت هم بعد از اون مرتب تمرین می کردی فکر کنم می ترسیدی فراموش کنی... 91.2.16 دستهاتو به مبل گرفتی و آگاهانه بلند شدی، قبلا هم این کار و کرده بودی ولی اینبار با هوشیاریه بیشتر انجام دادی... 91.2.17 رفتی تو اتاق و در و پشت سرت بستی... 91.2.19 سینه خیز و ترک کردی و کاملا چهاردست و پا حرکت کردی... 91.2.27 قبلا هم بای بای می کردی ولی شانسی بود اینبار خیلی با اشتیاق بای بای کردی... تو این روز مشغول بررسیه پشت فرشها، قالیها، گلیمها، پادری ها شدی... فکر کنم به کار فرش علاقه داری... ابوالفضل دیگ...
نویسنده :
ندا
14:37










